على اصغر حلبى
262
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
وزارت معزولش كرد ( 456 ه . ق . ) و خواجه نظام الملك حسن بن على طوسى ( 408 - 485 ه . ق . ) را به جاى او وزير كرد ، و كندرى را زندانى كرد و به طرز فجيعى كشت . گفتهاند اين اقدام آلپ ارسلان اسباب سياسى و دلايل شخصى داشته است . « 1 » با روى كار آمدن خواجه نظام الملك ، بار ديگر مذهب اشعرى و فقه شافعى اعتبار تمام گرفت ، و معتزله متوارى شدند . آخرين خبرى كه در اين روزگار از معتزله مىشنويم و قابل ذكر است اين است كه معتزله به خوارزم پناهنده شدند و در آنجا مذهب خود را به دست ابو مضر محمود بن جرير اصفهانى ( وفات 507 ه . ق . ) منتشر كردند . اين اصفهانى از دانشمندان بزرگ بوده است و در علم و فضل و تقوى به دو مثل مىزدهاند . اهل خوارزم به سبب جلالت او گرد او جمع شدند و به مذهب او گرويدند . او شاگردان بزرگى پرورش داد كه يكى از آنان علّامه جار اللّه محمود زمخشرى ( 497 - 538 ه . ق . ) بود « 2 » . اصفهانى در زمخشرى تأثير بسيار نهاد . و زمخشرى در شعرى لطيف او را مرثيه گفت . با ظهور زمخشرى اعتزال در آن نواحى قوت گرفت . و يكى از بزرگترين كسانى كه پيش او درس خواند ابو الفتح ناصر بن عبد السيد مطرزى ( 538 - 610 ه . ق . ) بود كه جانشين زمخشرى بود و به اعتزال دعوت مىكرد . « 3 » آخرين فرد معتزلى كه تعاليم زمخشرى و معتزله را در خوارزم رواج مىداد عبد الجبار بن عبد اللّه خوارزمى ( 770 - 805 ه . ق . ) بود و او همنشين تيمور لنگ و پيشواى فكرى او بود . وقتى تيمور لنگ به بلاد شام آمد اين عبد الجبار با او بود ، و با علماى حلب و دمشق مناظره و مباحثه كرد . مورخان گفتهاند كه به سبب حرمت و وجاهت زيادى كه داشت مسلمانان اغلب از وجود او بهرهمند شدند و از قتل و اسارت تيمور در امان ماندند . « 4 » زمخشرى به سبب مجاورت با كعبه به « جار اللّه » ملقب شد ، و از جمله كتب او تفسير كشاف اعتبار زيادى دارد و به مذهب معتزله نگاشته شده و اشعريه و معتزله و شيعه به آن تفسير اعتبار زيادى قايلند . وى در بحث اعتزال چنان متعصب بود كه هرگاه به خدمت ولىّ نعمت خود يا سلطان وقت يا يكى از دوستان نزديك مىرفت به حاجب و دربان مىگفت « با فلان كس بگوييد كه ابو القاسم معتزلى بر در است ! . . . » « 5 » امّا كتاب خاصّى در علم كلام معتزلى از او در دست نيست .
--> ( 1 ) . ابن اثير ، الكامل ، 10 / 18 - 21 . ( 2 ) . سيوطى ، بغية الوعاة ، 386 - 388 . ( 3 ) . همانجا ، 402 . ( 4 ) . ابن عماد ، شذرات ، 7 / 50 . ( 5 ) . همانجا ، 4 / 120 .